Search blog.co.uk

  • رنج

    قبل از حمام رفتن یک دل سیر گریستم. زیر دوش همه چیز تمام شد و فراموش شد، حتی آواز هم می خواندم شاید. انگار اصلاً جای دیگری بودم، آدم دیگری بودم امّا دوباره بعد از مدت کوتاهی حالت اولیه سراغم آمد. اتفاق عجیبی نبود برایم. این روزها این حالت زیاد برایم پیش می آید. از حال شدیداً بد به حال سر خوشی می افتم و برعکس. گاهی آنقدر این تغییرات سریع اتفاق می افتد که مرز بین غم و شادی و خیال و واقعیت را نمی فهمم و گاهی حالت نیمه مستی لذت بخشی را تجربه می کنم. شاید به خاطر دوری اش باشد. مدت زیادی است آن طور که می پسندم با هم نبودیم. می دانم که کوتاهی از اوست و آگاهانه هم است با این حال هر چه که هست حسی که در من ایجاد می شود بیشتر ایجاد لذت می کند حتی در حال بد، یک چیزی در مایه های مازوکیسم.ا

  • title-2944722

    لحظه میتواند ماندگار باشد، از عشق، از آرامش. لحظه میتواند فنا شود از ترس و نا امیدی و استرس. لحظه می تواند از بین برود مثل وقتی چشم هایمان را می بندیم، می تواند پر از حرف های نگفته باشد و پر از حرف های نگفتنی. می شود در لحظه جاری شوی وقتی که عاشقی می کنی و تا ابد آن لحظه می ماند. لحظه می تواند هیچ باشد، نباشد. بگذرد اما آنقدر کسل کننده که خیال می کنی در لحظه ی اولی. اول بی عشقی، اول تنها شدن و تا همیشه سکون است و سکون است و سکون انگار بعدی نخواهد بود

  • title-2933219

    به نام شاهد نازک خیالان

Footer:

The content of this website belongs to a private person, blog.co.uk is not responsible for the content of this website.